یک clip از شیر مردان آریایی! از دست ندهید
نظراتتون یادتون نره ها![]()
![]()
در اینجا همه چیز پیدا میشه منصور، فوتبال، استقلال، هری پاتر، موزیک، عکس و ...
نظراتتون یادتون نره ها![]()
![]()
مصاحبه ی کاوه محجوب با افشین قطبی
هر چند که نام «افشین قطبی» در محافل فوتبال دنیا نامی آشناست بسیاری از ایرانیان با آن آشنا نیستند. چهل و دو سال بیشتر ندارد اما تا بحال به عنوان مشاور فنی در دو جام جهانی حضور داشته است. در سال ۲۰۰۲، به همراه کره ی جنوبی به مقام چهارم رسید و چهار سال پیش از آن در کنار تیم آمریکا به عنوان مشاور تیم ملی آمریکا حضور داشت.
این هفته فرصتی داد تا تلفنی صحبت مفصلی با افشین قطبی داشته باشیم. این روزها او به عنوان کمک مربی اول «استیو سمپسون» در تیم «گالکسی» لس آنجلس کار می کند و هنگام مسابقه در «دالاس» به همراه تیمش بود. «سمپسون» همان سر مربی ناموفق آمریکا در سال ۹۸ در مقابل ایران بود. قبل از مصاحبه اجازه دهید کارنامه اش را مرور کنیم.
نام: افشین قطبی
سن: ۴۲ سال
تحصیلات: لیسانس مهندسی الکترونیک از دانشگاه UCLA
مدرک مربی گری: گواهی "A"
حال - ۲۰۰۴: کمک مربی «لس آنجلس گالکسی»
۲۰۰۴ - ۲۰۰۲: کمک مربی تیم «سامپسون بلو وینگز» - قهرمان جام حذفی کره
۲۰۰۲ -۲۰۰۱: مربی آنالیز تیم کره جنوبی - کسب مقام چهارم جام جهانی
۲۰۰۱ - ۱۹۹۸: مشاور فنی تیم های متعدد، منجمله «آژاکس» در هلند، «گالکسی» در آمریکا، «امیا آریا» در ژاپن، KFA در کره و فدراسیون فوتبال چین
۲۰۰۱ - ۱۹۹۸: موسس و مدرس آکادمی فوتبال AGSS در کالیفرنیا
۹۸ - ۱۹۹۷: مشاور فنی تیم ملی آمریکا در جام جهانی
۸۸ - ۱۹۸۴: مربی تیم بانوان دانشگاه UCLA
۸۱-۱۹۸۵: بازیکن تیم دانشگاه UCLA
سالهای اول
کاوه: افشین جان، از طرف سایتهای ورزشی پارس فوتبال و ایران کیکز بخاطر وقتت تشکر می کنم.
افشین: این مایه ی خوشوقتی من است که از طریق رسانه های شما با هموطنانم سخن بگویم. اجازه دهید که همین جا راه یابی ایران به جام جهانی را به همه و بخصوص به بازیکنان، کادر فنی و فندراسیون فوتبال تبریک بگویم.
کاوه: در چه سنی از ایران به آمریکا آمدی و چه خاطراتی از آن روز ها داری؟
افشین: سیزده سالم بود که در سال ۱۹۷۷(۱۳۵۶) تهران را به مقصد جنوب کالیفرنیا ترک کردیم. بازیکنان مورد علاقه ام در آن روزها ناصر حجازی و علی پروین بودند.
کاوه: پس از سال ها که در سطوح مختلف مربی گری کرده ای. چرا علاقه مندی در ایران کار کنی؟
افشین: من بازی را با توپ پلاستیکی در خیابان بهار تهران آغاز کردم. آن روزها هر چند که کوچک اندام بودم همیشه با بزرگتر های محله بازی می کردم. همیشه به دنبال این بودم که بازی را عمقی درک کنم و یادگیری هایم را با دیگران در میان بگذارم. حال که سالهاست از آن روزها گذشته شور و علاقه ی عجیبی دارم که به وطنم باز گردم، دوباره با فرهنگ کشورم آشنا شوم و دانش این سالیان را در اختیار جوانان وطنم قرار دهم.
سالهای مربی گری
کاوه: تو در آمریکا، اروپا و آسیا مربی گری کرده ای و با مربی های آمریکای لاتین هم کار کرده ای، چه شیوه ی بازی را برای کشورهای مثل ایران که سطح فوتبالشان رو به شکوفاییست می پسندی؟
افشین: فوتبال امروزه به واقع بین المللیست. شیوه ی مورد علاقه ی من مخلوطی از تکنیک آمریکای جنوبی با خصوصیات فردیشان، حمله ی شناور هلند، تاکتیک اروپایی بخصوص در انگلستان و فرانسه همراه با روحیه ی تسلیم ناپذیر و جنگنده ی ایرانیست.
کاوه: مدت زیادی در AGSS بودی. از آن سخن بگو.
افشین: AGSS یک آکادمی فوتبال بود. هدف من از تشکیل این مدرسه تربیت جوانان برای حضور در عرصه ی بین المللی بود. آن زمان (۱۹۸۸) مدارس فوتبال در آمریکا فقط در تابستان فعالیت می کردند. ما دوازده سال کار می کردیم و در طول ۱۴ سال هزاران بازیکن را تربیت کردیم. از جمله شاگردانم:
در طول فعالیت AGSS مربی ها بزرگی را برای تدریس به آکادمی آوردیم. یکی از آنها «بورا میلوونویچ» بود که اکنون دوست بسیار خوبم است. همچنین هر سال تیم های جوانانمان را برای یک ماه به اروپا و بخصوص به هلند می بردیم. این سفر ها پایه ای بود، برای یادگیری من و آشنایی با علم روز فوتبال و مربی های موفق. با توجه به مشغله های فراوان و جام جهانی ۲۰۰۲، بالاخره سه سال پیش مدرسه را بستیم.
کاوه: کدام مربی ها نقش به سزایی در پیشرفت کارت داشتند؟
افشین: «بورا میلوونویچ» نقش اصلی را داشته است. او پنج تیم مختلف را جام جهانی برده است. با او در سال ۱۹۹۱در AGSS کار کردم و از آن پس به دو دوست خوب تبدیل شدیم. سالها بعد هنگامی که چین به جام جهانی راه پیدا کرد، «بورا» از من دعوت کرد تا مدتی به چین بروم و با استفاده از مدلهای کامپیوتری و تصویری به کادر او کمک کنم.
مربی پورتو، «کو آدریانز» یکی دیگر از مربیانیست بود که در من اثر گذاشت. با او در دهه ی ۹۰ هنگامی که در آژاکس مدیر بخش بازیکنان بود آشنا شدم. او نیز در آکادمی AGSS تدریس کرد.
«گاس هاویک»، مربی کره در جام جهانی ۲۰۰۲ و سالهای قبل رئال مادرید و PSV آیندهون در پرورش فکری من نقش شایانی داشت همانطور که «سمپسون» دوست خوبی برای من بوده است. استیو در سال های دهه ی ۸۰ مربی من در UCLA بود و سپس در جام جهانی ۹۸ با هم بودیم و باز امروز در گالکسی با او کار می کنم.
کاوه: چرا اسم تو را با استفاده از کامپیوتر و تکنولوژی مطرح می کنند؟
افشین: در امر تدریس فوتبال، با تصویر متحرک کار کرد. آنالیز یک تیم یا یک بازیکن با تکنولوژی سریعتر، دقیقتر و راحت تر صورت می گیرد ضمن اینکه بازیکنان نیز بهتر تقسیم می شوند. هنگامی که برنامه ی کامپیوتری Master Coach به بازار آمد من جز اولین کسانی بودم که به استفاده از آن پرداختم و سپس در کشور های مختلف آنالیز فوتبال را با این تکنولوژی تدریس کردم. تکنولوژی شما را مربی نمی کند بلکه شما را مربی مطلعتری می کند. به عنوان یک فرد و یک مربی من همیشه در حال یادگیری هستم. در جام جهانی ۲۰۰۲ یکی از مسئولیتهای من این بود که بازی بدون توپ را آنالیز کنم. به عبارتی هنگامی که توپ در اختیار یک بازیکن نیست او چگونه جای گیری کند و چه نقشی داشته باشد. بدین ترتیب من از رقبای کره مدل درست کردم.
ببینید، یک تیم در در هنگام دفاع بایستی به فکر روزنه ای باشد تا ضد حمله را آغاز کند و در هنگام حمله همیشه می بایست به یاد داشته باشید که کجا هستید و در صورت لو رفتن توپ چگونه باید به عقب باز گردید. بازی فوتبال یک بازی حرکتیست و بازیکنان در هیچ زمانی نباید ساکن باشند. من کارم مربی گریست اما تکنولوژی و کامپیوتر و تصاویر متحرک اجازه می دهند تا من و تیمم برای بازی آماده تر باشیم. آرزوی من این است که مربی فاتح جام جهانی باشم.
کاوه: آیا خاطره ی خاصی از مقاله یا برنامه ی تلویزیونی دارید؟
افشین: سؤال جالبیست. یکبار یک تلویزیون هلندی درباره ی من می گفت: "این مربی ایرانی که در آمریکا زندگی می کند با خط هواپیمایی بریتش ایرویز به هنگ کنگ پرواز کرد تا برای یک هلندی در کره ی جنوبی کار کند."
ایران - آمریکا
کاوه: وقتش است که بازی معروف بپردازیم. به سال ۱۹۹۸ برگردد. آن دوره که با تیم ملی آمریکا کار می کردی و به بازی به ایران رسیدید. چه احساسی داشتی؟
افشین: شدیداً احساساتی بودم. به اهمیت بازی برای هموطنانم واقف بودم. من به کشورم و مردمم عشق می ورزم. از صمیم قلب می خواستم خوشحال شوند. روزیکه فهمیدم آمریکا با ایران همگروه شده احساس متضاد، شادی و نگرانی داشتم. ببینید، من در قلبم همیشه ایرانیم فارغ از آنکه در کجا زندگی می کنم اما به عنوان یک مربی حرفه ای در آن روز در نیمکت مخالف بودم. «بورا» به طور تئوری به من یاد داده بود که یک مربی بین المللی با چنین روزهایی مواجه می شود اما آیا عملی با تئوری قابل مقایسه نیست.
کاوه: بازی ایران با یوگسلاوی را دیدی؟ نظرت چه بود؟
افشین: من آن بازی را آنالیز کردم. به «استیو سمپسن» تاکید کردم که ایران را دست کم نگیرد. ایران حداقل می بایست یک مساوی از یوگسلاوی می گرفت. تیم ایران چند بازیکن متخصص داشت. «مهدوی کیا» یکی از بهترین های آسیا بود و به جرات بگویم از بهترین گوش های راست جوان دنیا بود. «دایی» در محوطه ی ۱۸ قدم معرکه بود و گلزن قهاری بود. «باقری» در پاسهای کوتاه و شوتهای از راه دور شاخص بود و ما بین آنها و دایی، «عزیزی» قرار داشت. عزیزی دارای تکنیک بالا، طراح و غیر قابل پیش بینی بود. سایر بازیکنان نیز هر کدام سخت کوش و نقش مشخص خود را داشتند.
به همه گفتم که ایران را دست کم نگیرید. ولی وقتی وارد استادیوم شدیم جو همه ی ما را گرفت. بیشتر تماشاگران هوادار ایران بودند و صحنه ی به یاد ماندنی بوجود آورده بودند. آن لحظه همه ی ما به ایرانی بودنمان افتخار می کردیم. زمانیکه «استیلی» گل اول را زد نمی دانستم که از جا بپرم و شادی کنم یا به عنوان مربی که تیمش گل خورده از ناراحتی گریه کنم پس نشستم و به صحنه خیره شدم. آن روز ملت ایران به بازیکنان تیمشان قوت قلبی دادند که شبیه آن کمتر پیدا می شود.
آن روز هایی که نوار فیلم بازی ایران را مشاهده و مرور می کردم متوجه شدم که «ایویچ» کوشیده بود تا نظم و دیپلسین به تیم بیاورد. اشتباه «ایویچ» این بود که سعی کرد شیوه ی بازی را عوض کند و تیم را محافظه کار کند.
او به جاي اينكه از قدرتهي موجود تيم بهره جويد تيم را محافظه كار كرد. شما به عنوان يك مربي مي بايست سيستمتان را بر اساس نقاط قوت تيمتان بريزيد.
كاوه: تجربه سال 2002 چگونه بود؟
افشين: فراموش نشدني، كره اي ها به تيم و من توجه بسياري كردند و مرا از خود دانستند.من افتخار مي كردم كه به عنوان اولين ايرانيدر هر رده اي به مقام چهارم جام جهاني رسيده ام.پس از پايان مسابقات رييس جمهوري كره به من و ساير افراد تيم بالاترين مدال افتخار كشور را داد.
كاوه: برگرديم به حال، چرا علاقه مندي كه در تيم ملي ايران كار كني؟
افشين: من بسيار مشتاقم كه در تيم ملي كشورم با برانكو ايوانكويچ كار كنم. شما چند نفر 42 ساله پيدا مي كنيد كه در جام جهاني با دو كشور مختلف كار كرده باشند؟ ايران كشور من است. ايران تيم بسيار خوبي با بازيكن هاي پتانسيل بالا مي باشد.تا به امروز من براي كشورم كار مشخصي نكرده ام و اميدوارم اين فرصت به دست آيد تا تجاربم را در اختيار وطنم قرار دهم.
كاوه: چه نقشي دوست داري داشته باشي؟
افشين: من شرط خاصي ندارم . آرزويم موفقيت ايران است و مي دانم كه مي توانم كمك كنم. سالها در كنار مربيان بزرگ كار كرده ام. مي دانيد رمز موفقيت هيدينگ در كره چه بود؟او كادر فني قويي را به وجود آورد.هنر مربي گري در سطح بين المللي عوض شده است. اين روزها در سطح جهان شما بايستي تيم مربيگري قوي داشته باشيد.
كاوه: بازي هاي اخير ايران را ديده اي؟
افشين: فيلم بازي هاي ايران با كره شمالي و بحرين در تهران را ديده ام.
كاوه: نظرت در مورد استفاده از بازيكنان لژيونر چيست؟
افشين: برزيل قهرمان دنياست. بسياري از جوانان اين كشور در اروپا به بازي مشغولند. آنها در كشورهاي صاحبنام علم فوتبال را مي آموزند و تاكتيكهاي ياد گرفته را به برزيل برمي گردانند تا با تكنيك برزيلي به آن جلوه دهند.ما نبايد از وجود لژيونرها در تيم ملي هراسي داشته باشيم.
كاوه: 1-3-2-4 ، 2-4-4- ، نظرت راجع به اين سيستمها چيست؟
افشين: هدف سيستم بوجود آوردن ديسيپلين هنگام حمله يا در دفاع است. هدف اينست كه استعدادهاي مثبت را شكوفا كند. 4 سال پيش در چنين روزهايي ما در كره هنوز سيستم خود را انتخاب نكرده بوديم.
صفحه شش
البته انتخاب سيستم تا حدودي به تيم هاي حريف نيز بستگي دارد. در سال 2002، آمريكا و لهستان با سيستم 2-4-4 و لوزي در وسط زمين بازي مي كردند.در فوتبال مدرن امروز، تيم ها بايد بدانندكه در طول بازي خود را با شرايط وفق دهند.
كاوه: با توجه به جايگاهي كه ايران در سطح جهاني دارد چه سيستم تهاجمي را مي پسنديد؟
افشين: يك مستطيل با شش نقطه و لوزي در بالاي آن. اين سيستم احتياج به يك مهاجم در عمق دارد و گوشها نقش به سزايي دارند. دو مدافع كناري در موقع حمله نفوذ مي كنند. اجراي اين سيستم نسبتآ آسان است و نظم تيمي را نيز با خود دارد . فرم آن به شكلي ست كه فضاي زيادي بين خطوط مياني و دفاع باقي نمي گذارد تا حريف نفوذ كند.در هنگام دفاع ، ايران بايستي به تعداد در خط مياني حاضر شود.
كاوه: نقش بازي هاي دوستانه با تيم هاي قوي دنيا چيست؟
افشين: بسيار مهم است. مهم است كه در چه زمان و مقطعي از آمادگي با چه تيم در كجا بازي كنيد و در كجا كمپ بزنيد. نكته ديگري هم بگويم، در كره 6 ماه قبل از مسابقات جام جهاني ليگ برتر اين كشور به اتمام رسيد و بازيكنان تيم ملي 6 ماه در كمپ بودند.
كاوه: افشين جان صحبت ما به درازا كشيد، متشكر از پاسخ هاي مستقيم و با تعمقت.
افشين: من هم به سهم خود از پارس فوتبال و ايران كيكر كه اين امكان را به من دادند تا با هموطنانم صحبن كنم تشكر مي كنم. باز هم پيروزي ايران را به همه تبريك مي گويم.
افشين قطبي هنوز اسم آشنايي براي فوتبال دوستان ايران نيست ولي بايد بشود. او در جام جهاني شركت كرده و مي تواند تجارب خود را در اختيار كشورمان قرار دهد.
كاوه محجوب
با تشكر از داريوش ذهاب كه امكان اين مصاحبه را بوجود آورد.